السيد الطباطبائي
61
مجموعه رسائل ( فارسى )
از آثار نامطلوب ، چندان پروا نمىكند معذلك عادتاً مردمان عاقل ، از ناملايمات مىپرهيزند و اولياى خدا براساس يقين و اذعان حركت مىكنند ، بنابر اين امام هم گاهى كه يقين و اذعان به وقوع امر مكروهى داشته پرهيز كرده و آنجا كه چنين يقينى نبوده ، پروايى نشان نداده است . « 1 » حديث سى و پنجم از همان باب در زمينهء مشيت انسان در قبال مشيت خداست . مجلسى بيان كوتاهى دارد ، ولى استاد تعليقهاى بلند و پرمحتوا دارند و نوشتهاند : وجود هر فرد انسان با حدودى معين محدود است ، مانند طول و عرض و رنگ و ديگر صفتها و روابطى كه بدان وسيله با ديگران پيوند دارد ، مثل اين كه او فرزند فلانى برادر فلانى و پدر فلانى و در زمانى و مكانى خاص مىباشد ، وقتى در همين ويژگىها دقت كنيم مىيابيم كه همه اين اسباب وجودى انسان كه در تعيين و شكلگيرى او دخالت دارند ، چيزهايى هستند كه او بدان وسيله داراى حد وجودى است ، البته همه آن اسباب با تقديرات و اندازهگيرىهاى قبلى ، مشخصاند تا امر هستى منتهى شود به خداوند سبحان كه قدر و حد هر چيز در حقيقت پيش اوست . و ارتباط اشيا به خداوند متعال از جهت صفات فعليه اوست كه بدان وسيله به آنها انعام مىكند و قوام مىبخشد و هستىشان را تدبير مىكند ، مانند رحمت ، رزق ، هدايت ، احياى حفظ و خلق و آفرينش و مفاهيم مقابل و ضد اينها ، پس خداوند سبحان با صفات فعليهاش در هر مخلوقى و اثر و فعل او دخالت دارد ، زيرا معنا ندارد كه خداوند آن صفات فعليه را در ارتباط با اشياء داشته باشد ، ليكن آنها به خدا تعلق نداشته باشند . لذا امام عليه السلام از آن مرد پرسيد آيا صفت رحمت بر اعمال مقدم است يا نه ؟ و معنا ندارد كه صفت رحمت بر اعمال مقدم باشد ، ولى ارتباطى با آن اعمال و تأثيرى در
--> ( 1 ) . همان ، ص 105 . .